قهرمان ميرزا عين السلطنه

862

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

كردند ، با حضور حضرت نايب السلطنه اجلاس كردند قرارى براى صرف پول سفيد بدهند . بعد از چندين مجلس حاجى محمد حسن سر به گوش آقا گذاشته و گفت اگر هيچ كس مطلع نباشد حضرت و الا كه مىدانند . اين سالى هشتاد هزار تومان را از من نگيرند من هم در ضرابخانه را بسته شايد كم‌كم درست شود . بعد از اين گفتگوهاى بىحاصل دم دروازه‌ها آدم گذاشتند كه مزاحم شده نگذارند پول سياه داخل شهر طهران بكنند . حاجى مشار اليه هم با عرابه و گارى آنچه پول سياه ضرب مىزدند بار كرده در كاروانسراى خارج شهر مثل گندم و جو انبار كرد . باطنا هم با او همين‌طور قرار داده بودند كه محض سكوت مردم اين حكم را كرديم . اين هم يك اسباب مداخل براى گمركچيها شد . هركس وارد مىشد جيب و بغلش را گرديده آنچه پول سياه داشت اگر ضعيف بود به كلى مىگرفتند و نوش‌جان مىكردند . فى الجمله اگر قوى بود اول ده دو و بعد به ده يك راضى شده رها مىكردند . مدت مديدى اين رسم و قاعده در دم دروازه‌ها جارى بود و خودش گمركى بود . رعايا و ضعفا خيلى ضرر كشيدند . كم‌كم صرف پول بالا رفت ، به يك قران رسيد . مثلا هركس يك تومان پول سفيد لازم داشت يازده قران سياه مىداد يك تومان سفيد مىگرفت . اگر قران جديد الضرب لازم داشت قرانى يك شاهى هم علاوه مىداد . هيچ كس التفاتى نمىكرد و همانطور در ضرابخانه پول سياه ضرب مىكردند . دكانهاى صرافى را كه سابقا عبورا ديده بوديم و معمول اين‌طور بود [ كه ] يك تشتك برنجى كوچك پول زرد بالاى صندوق بود و يك تشتك بسيار بزرگ پول سفيد و يك قهوه سينى با چندين كيسه پول سياه . حالا اين تشتك كوچك پول سفيد و آن تشتك بزرگ پول سياه است [ و ] راه خريد و فروش مسدود . هرچه معامله مىشود اول شرط پول سياه و سفيد است . پول سفيد هم قحط [ است ] و لابد سياه بايد داد . چند روز است صرف پول به سى شاهى رسيده . پريروز گويا تجار اجماعى كرده و خواسته‌اند درب دكانها را بسته تا قرارى براى پول بگذارند . راه تجارت بسته شده و نمىدانند روزى چقدر صرف بالا مىرود و چقدر كم مىشود . مس و پول - متاع فرنگ مس را يك‌من هفت قران خريده بعد منى چهار تومان ضرب زده مىفروشند . در هر من پنج هزار مخارج و مزد عمله لازم است . بيست و هشت قران در هر من مداخل حاجى عليه ما عليه است . براى دولت هم آن سالى هشتاد هزار تومان مداخل ضرابخانه چيزى نيست و در سال فقط از چهل هزار ليرهء انگليسى كه به قرض ادارهء دخانيات مىدهند دو معادل اين ضرر مىكنند . روزى كه معاهده بسته شد ليره دانه‌اى سه تومان و هشت قران [ بود ] و اكنون هفت تومان است . گذشته از اين هرچه بخريم دو مقابل است . متاع فرنگ و پولهاى آنها ترقى كرده يعنى به همان قيمت است . پول ما ضايع شده . منات روس سابقا دو ريال بود حالا شش قران و پانصد دينار شده . چيزى را كه يك منات قيمت داشت و ما دو ريال مىداديم حالا شش هزار و ده‌شاهى بايد پول سفيد بدهيم . اگر بخواهيم سياه بدهيم هشت هزار بيشتر است و قس عليهذا تمام چيزها . از